صائن الدين على بن تركه

297

شرح نظم الدر ( شرح قصيده تائيه ابن فارض ) ( فارسى )

به ديار كسان شدم ناگاه * گرچه هم در ديار خود بودم مدّتى يار يار مىكردم * خود بتحقيق يار خود بودم گفتم او را شكار كردم ليك * چون بديدم شكار خود بودم * * * [ 724 ] و غصت « 1 » بحار الجمع ، بل خضتها « 2 » على ان * فرادي فاستخرجت كلّ يتيمة [ 725 ] لأسمع أفعالي بسمع « 3 » بصيرة * و أشهد أقوالي به عين سميعة در بحار جمعيّت اضداد امواج غوص كردم ؛ بلكه به تنها « 4 » خودم ، خالى از شوايب اثنينيّت و جمعيّت ، آن را خوض كردم و درر يتيمهء معارف و حقايق را كه در اصداف توحيد پروريده شده بود ، استخراج نمودم ؛ [ 725 ] تا هر جزوى از اجزاى جوارح و اعضاى من ، رنگ يكديگر گرفتند و مبصرات افعال را به گوش بيننده شنيدم و مسموعات افعال و اقوال را به چشم شنونده ديدم ؛ « 5 » « نظر چنين كند آن‌كس كه او به خود بيناست » . * * * [ 726 ] فإن ناح بالأيك الهزار ، و غرّدت * جوابا له الأطيار في كلّ دوحة [ 727 ] و أطرب بالمزمار مصلحه « 6 » على * مناسبة الأوطار من يد قينة [ 728 ] و غنّت من الأشعار ما رقّ فارتقت * لسدرتها الأسرار في كلّ شدوة « 7 » [ 729 ] تنزّهت في آثار صنعي منزّها * عن الشّرك بالأغيار جمعي و ألفتي

--> ( 1 ) . ال : خضت . ( 2 ) . ال : غصتها . ( 3 ) . ال : بسمع . ( 4 ) . تب : تنها . ( 5 ) . فر : + ع . ( 6 ) . تب : مطربه . ( 7 ) . در نسخهء اساس و همهء نسخه بدلها « شذرة » ( مرواريد كوچك ) آمده كه مناسبتى با شرح و معنى بيت ندارد . مطابق شرح صائن الدين و هر دو چاپ ديوان ابن فارض تصحيح شد . مشارق الدّرارى هم « سدرة » ضبط كرده است كه شرح و توضيح آن ( مصدر نوعى از سدر يسدر به معنى حيرت‌زدگى ) و نيز نام درخت سدر يا كنار قابل تأمّل است .